تابوی ماسونری به لطف دوستان!
29 بازدید
تاریخ ارائه : 7/15/2012 2:55:00 PM
موضوع: ادیان و مذاهب
 

حجت الاسلام ميرحميد موسوي:

ضرورت تقابل با رشد انديشه‌هاي متعارض و معاند در ملل اسلامي واقعيتي انكارناپذير است كه هيچ عقل سليمي آن را رّد نمي‌كند. متقابلان با انديشه‌هاي معاند علاوه بر داشتن تبحّر علمي و ديني، تخصص و تعهد لازم، بايد به سلاح آگاهي و بصيرت نيز مجهز باشند كما اين‌كه حضرت امام جعفر صادق(ع) در اين زمينه فرمودند: «العالِمُ بِزمانِهِ لا تهجُمُ عليهِ اللوابِسُ»؛ كسى كه زمان خود را بشناسد، آماج اشتباهات قرار نمي‌گيرد. (الكافي: ج 1، ص 27)  متاسفانه عدم ورود پرصلابت و مسئولانه نيروهايي با شاخصه‌هاي اشاره شده فضا را براي اظهار وجود افراد غيرمتخصص و متعهد باز گذاشته است.

 

 

حركتي از چند سال پيش با عناويني چون «مصاف با ماسونري يا يهودستيزي» به راه افتاده و فضاي لازم را براي انتشار افكار خود يافته كه از مهم‌ترين حركت‌هاي غيرعالمانه كشور است. با اين‌كه بهترين راه تبليغ دشمن بزرگنمايي آن و حرف زدن از قدرت و نفوذ جهاني آنهاست جنبش ضديت با ماسونري و يهود با بزرگنمايي‌هاي خلاف واقع و غلّو‌انگيز و غيرقابل شكست نشان دادن آنها و ايجاد جو خوفناك در لايه‌هاي جوانان مذهبي جامعه، عملاً به بلندگوي تبليغاتي دشمن مبدل شده‌اند.

 

پرداختن صرف به نمادها و ظواهر و دوري از پرداختن به اصل از يك‌سو و از سوي ديگر ديكته كردن مسائل غلط و به دور از واقعيت همچون ارتباط افسانه‌هاي چندين هزار ساله آذربايجان با ماسونري، نمود تعجب‌برانگيز از افكار جنبشي است كه حتي مطرح‌كننده‌اش از تلفظ صحيح و بيان معناي درست واژه‌ها عاجز است!

 

تهييج احساسات ميهن‌پرستي مردم با نقل داستان‌هاي غيرموثق و ترويج انديشه‌هاي شوونيستي و ناسيوناليستي و تبليغ همه‌جانبه خرافه‌پرستي و اوهامات مانند «نحسيت ذاتي عدد سيزده» برگ ديگري از تلاش‌هاي غيرديني و عقلي جنبش مصاف با ماسونري و يهودستيزي است.

 

تلقين حاكميت مطلق ماسونري آرزوي ديرينه صهيونيسم است كه قرن‌ها به دنبال انتشار آن در سطح جهان بوده و جنبش مصاف، خواسته يا ناخواسته به اين آرزو در داخل كشور جامه عمل پوشانده و در راه اعتلاي آن قدم برمي‌دارد.اگر تاريخ پرفراز و نشيب اسلام را ورق بزنيم، خواهيم ديد كه دوستان جاهل بيش‌ترين ضربه را بر آن فرود آوردند به‌طوري كه دشمنان در مقابل آنها عملكرد قابل اعتنايي نداشتند زيرا دشمن چهره خودش را آشكار ساخته و عداوتش با اسلام را فرياد مي‌زند و كينه‌اش را بدون واهمه و با افتخار اعلام مي‌كند.

 

دوستان جاهل با خط‌مشي مثلا اسلامي ولي به علّت فقدان دانش، بينش، بصيرت و كاستي در اطلاعات دست به اقداماتي مي‌زنند كه با اصل ديانت و فلسفه دين در تعارض هستند و مصداقش را مي‌توان در سرگذشت جبهه خوارج پيگير شد. آنچه امروز حياتي به نظر مي‌رسد ورود و حضور عالمان ديني متخصص و متبحّر حوزوي و دانشگاهي در جبهه جنگ نرم است تا بدين‌سان خود به خود راه نفوذ مدعيان سد شده و خلأيي براي اظهار وجود آنها به وجود نيايد. نهادهاي معنوي و علمي كشور نيز در برگزاري همايش‌ها و انتخاب اساتيد بايد نهايت دقت را به عمل بياورند تا خداي‌ناكرده تريبون آنها، مركز ترويج اهداف و آرزوهاي صهيونيسم قرار نگيرد.

 

 روزنامه ملت ما، ش493