مصاحبه با حضرت آیت الله العظمی احمدی فقیه یزدی (قدس سره)
25 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان
مصاحبه کننده : میرحمید موسوی
محل مصاحبه : دفتر معظم له
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : ماهنامه طرح نو
تاریخ نشر : Aug 27 2008 12:00AM
تعداد شرکت کننده : 0

با گسترش برگزاری کلاسهایی با عنوان عرفان در سطح شهر و استان و همچنین تبلیغات گسترده فرق بهائیت، بابیت، شیخیگری، درویشی و وهابیت تصمیم گرفتیم جهت روشن شدن هدف این کلاسها مصاحبه ای با حضرت آیت الله العظمی احمدی فقیه داشته باشیم و تشکر ویژه ای از محقق و مولف توانا، حضرت حجه الاسلام و المسلمین دکتر غلامحسن محرمی (مسئول گروه تاریخ حوزه های علمیه قم و مسئول حوزه علمیه سفیران هدایت تبریز) داریم که در این مصاحبه نهایت همکاری را با ما داشتند.



آشنایی کوتاه با آیت الله العظمی احمدی فقیه (دامت برکاته)
ایشان، در یک خانواده‌ی مذهبى، علمى، روحانى دیده به جهان گشودپدر وى، حضرت آیة الله العظمى حاج ملاّ احمد احمدى نجفی حایری یزدی ـ فرزند شهید آخوند ملاّ حسین، مقتول و مدفون در رواق حرم حضرت امام هادى و حضرت امام حسن عسکرى، علیهما السلام ـ قدس سرهما، از علما و آیات عظام و فقیهان صاحب نظر و مورد توجّه در نجف اشرف و کربلا و سامرّا ـ در بیش از نیم قرن گذشته ـ است. وی، پس از هجرت به ایران در ناحیه‌ی یزد، مشغول پژوهش و تدریس و مبارزه علیه رژیم ستم‌شاهی پهلوی شد.
مادر ایشان علویّه‌ای عالم و فاضل و متعبد، و شخصیّتى صالح و قانع و نیک‌سیرت و اهل جهاد و مبارزه بود.
ایشان، فرزند عالمِ زاهدِ مجاهد، مرحوم حاج آقامیر سیّد حسین صدرالسّاداتى (فخرالدّینى)، قدس سره ـ از اوتاد و اخیار و علماى مبارز و یاران حضرت امام خمینى، قدس سره، از آغاز تا پایان عمر شریف‌شان ـ است البته در باره‌ی اجداد پدرشان نیز گفته شده که آنان از سادات بوده‌اند و از بحرین به ایران تبعید شده‌اند.

ایشان، تحصیل علوم دینى را در محضر پدر آغاز کرد. بعد از وفات ایشان، او و برادر گرامی‌شان، از عنایات مرحوم آیة الله حاج شیخ غلام‌رضا فقیه یزدى خراسانى، قدس سره، بهره‌ی علمى و اخلاقى گرفتند. ایشان، دروس سطح را نزد اساتید معتبر و سابقه‌دار، مانند حضرات آیات آیة اللهى و علومى و شهید صدوقى و طباطبایى، سلطانى، بروجردى گذراندند.
معظم له فقه واصول را نزد مراجعى مانند: حضرات آیات عظام خوانسارى و بهبهانى و میلانى، قدس سرهم، بودند که دروس مجتهدان و مراجعى مانند حضرات آیات عظام آخوند خراسانى و صاحب عروة الوثقى و میرزا محمدتقى شیرازى و شیخ الشریعة، قدس سرهم، را درک کرده بودند.
از دیگر اساتید ایشان، به حضرات آیات عظام گلپایگانى و اراکى و محقّق و فکور و حاج شیخ مرتضى حایرى و بهاءالدّینى و میرزا هاشم آملى و...، قدس اسرارهم، می‌توان اشاره کرد.
ایشان، علاوه بر فقه و اصول، تفسیر و حدیث و عرفان و فلسفه و دانش ریاضى و هیئت را ـ که در علم فقه لازم است ـ در محضر وارستگانى مانند حضرات آیات عظام علاّمه طباطبایى و رفیعى قزوینى و شعرانى و حکیم الهى قمشه اى، قدس سرهم، فرا گرفتند.
در دوران تحصیل نیز همیشه با مراقبت و مواظبت، طورى برنامه ریزى کرده بودند که اوقات گـران‌بهاى خود را بهتر و کامل‌تر در تحقیق و فراگیرى علوم اسلامى، ‌خصوصاً فقه صرف کنند. ایشان گمشده‌ی خویش را در طول چندین سال تحصیل مداوم دریافتند لذا در فصل‌ تابستان و یا تعطیلات حوزوى، به مراکز و مناطق مختلف علمى دور، به صورت پیوسته و مستمر مسافرت می‌کردند و با دریافت بهره‌هاى فراوان از مذاکرات علمى با اساتید و فقیهان متخصّص، مانند آیةالله العظمی میلانی و حاج‌آقا رحیم ارباب و... که هر یک از نوابغ و نوادر عصر خود و از فقهاى عالى مقام و بقیة السلف حوزه‌هاى علمیّه‌ی نجف و قم و کربلا و سامرا، به شمار مى‌رفتند، به مراتب علمى بالا و تقوایى والا رسیدند و در بهترین فرصت و با کوتاه‌ترین مدّت، بر نظریّات قوىّ و پُرمایه‌اى، واقف شدند و بر مبانى خاصّى، بویژه در منابع فقه، دست‌ یافتند و بر مبانى استنباطى، به خوبى مسلّط شدند.
معظّم له، از ابتداى نهضت اسلامى، همواره با حضرت امام خمینى هم‌گام بودند و در تحقّق آرمان‌هاى ایشان، تلاشِ نیکو داشتند. در پی این فعالیت‌ سیاسی به همراه همسرو بعضى از فرزندان‌شان از سوى ساواک دستگیر و زندانى مى‌شوند
براى تحکیم اهداف علمى و فقهى و خدمت به انقلاب اسلامى، فعالیّت ایشان بُعدِ تازه‌اى را به خود مى‌گیرد و به خارج از کشور مسافرت مى کنند و در کنار پیر و مُرادشان، حضرت امام خمینى مشغول خدمت مى‌گردند.
با سرنگونى رژیم دو‌هزار و پانصد ساله‌ی شاهنشاهى، و با توجه به ضرورت هاى اوّل انقلاب، ایشان، بعضى از امور نظام اسلامى را مانند امامت جمعه بر عهده گرفتند، اما هیچ‌گاه از تحقیق و تدریس و تربیت شاگرد، غفلت نکردند، لذا پس از منصوب‌شدن به امامت جمعه‌ی بروجرد، در مدرسـه‌ی بحـرالعلوم ـ که مدّتى پایگاه مرحوم آیة الله العظمى بروجردى، قدس سره، و دیگرفقیهان بوده ـ درس خارج فقه و اصول را شروع کردند و افاضلى از محضرشان استفاده بردند.
در طول دفاع مقدس، حضرت ایشان براى انجام‌دادن برنامه هاى صحیح شرعى، مانند برپایى مراسم تبیین دعا و زیارت و اقامه‌ی نماز جماعت، بویژه امامت نماز جمعه در سنگر و رفع نیازهاى مادّى و معنوى جبهه، کوشا بودند و حضور فعّال داشتند.
معظّم له، چه پیش از پیروزى انقلاب اسلامى و چه پس از آن، همواره، به عنوان یکى از اساتید صاحب‌نظر و مبتکر و موفّق حوزه، مطرح بوده و هستند.با توجه به شوق سرشار و هوش فراوان و همّت بالا و با مشى قناعت و زهد در زندگى و رعایت تقوا و استقلال، با تکمیل مراتب علمى اجتهادى، در ضمن بحث هاى قوىّ با فقیهان ‌صاحب نظر در جلسات ویژه‌ی اعاظم، به بالاترین درجه‌ی فقهى علمى حوزه، یعنى «اجتهاد مطلق » رسید.
تصدیق اجتهاد ایشان‌ مورد گواهى بیش از 100 فقیه در قم و نجف و کربلا رسید که بیش 30 نفر ازاین فقیهان صاحب نظر سلسه وار تا زمان معصومین (علیهم السلام)خودشان مورد تصدیق و اجازه بودند.(از حضراتی که اجتهاد ایشان را تصدیق کردند میتوان به حضرات آیات عظام نائینی، عراقی، اصفهانی، غروی، حائری و در امتداد سید یزدی، آخوند خراسانی وشیخ انصاری نام برد.)
معظّم له، علاوه بر توفیق تدریس، موفّق به نوشتن کتاب و رساله‌هاى علمى فراوانی شده‌اند. این نوشته‌ها بیش از صد عنوان است.
برخى از آثار چاپ‌شده‌ی ایشان، چنین است :
1 ـ أحکام القرآن ( سلسله درس‌هاى دوره‌ی تخصصى علوم قرآن در حوزه‌ی علمیّه‌ی قم.
این کتاب،‌به طورمحدود براى فضلا و طلاب و دانشجویان،‌چاپ شده است.
2 ـ حاشیه بر مناسک شیخ اعظم انصاری، قدس سره.
3 ـ حاشیه بر سراج العباد شیخ اعظم انصارى، قدس سره.
4 ـ تعلیقه بر بخشى از عروة الوثقى.
5 ـ حاشیه بر منتخب المسایل مرحوم سیّد طباطبایى یزدى، قدس سره.
6 ـ مقدّمه و تعلیق بر قاعده لاضرر مرحوم میرزاى نایینی، قدس سره
7 ـ حاشیه بر مناسک امام خمینى، قدس سره.
8 ـ نیّت : راه هدایت ( شرح حدیث بیستم از اربعین حضرت امام.
9 ـ رسالة فی طلوع الفجر فی اللیالی المقمرة و...
10 ـ مجموعه اى از مباحث رجالى. این مباحث در مجله‌ی کیهان اندیشه چاپ شده است.
11 ـ مباحث متفرقه درباره‌ی مبانى کلمات حضرت امام.
12 ـ رساله‌ی اساس المسائل و الاحکام ( توضیح المسائل تحلیلی)

 

 

متن گفتگو

• حضرت آیت العظمی احمدی فقیه به نظر شما عارف واقعی باید چه شرایطی داشته باشد؟
عارف واقعی اگرفقیه مجتهد بود، این اشکال ندارد ولی اگر فقیه مجتهد نبود این خیلی خطرناک است. برای اینکه خداوند متعال می فرماید:
«فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ (الزلزلة-آیات 7و8)
پس هر کس هموزن ذرّه‏اى کار خیر انجام دهد آن را مى‏بیند! و هر کس هموزن ذرّه‏اى کار بد کرده آن را مى‏بیند! »
برای تشخیص خیر و بد باید به چه کسی مراجعه کرد؟ قطعاً باید به متخصص اش مراجعه کرد.همچنین در قرآن کریم آمده است که :
«فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحا (الکهف- آیه110)
هر که به لقاى پروردگارش امید دارد، باید کارى شایسته انجام دهد.»
عمل صالح از عمل غیر صالح را چه کسی تشخیص می دهد؟ قطعاًمجتهد تشخیص می دهد.
«یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوء (آل‏عمران- 30)
روزى که هر کس، آنچه را از کار نیک انجام داده، حاضر مى‏بیند؛ و آرزو مى‏کند میان او، و آنچه از اعمال بد انجام داده، فاصله زمانىِ زیادى باشد.»
عمل سو و عمل حسن ؛ بدی و عمل حسن از کجا تشخیص داده می شود؟ مجتهد است که واجب و حرام را تشخیص می دهد، مستحب و مکروه را تشخیص می دهد و این معیار قرآنی دارد و غالباً کسانی که مجتهد نیست به تربیت شاگرد می پردازند، به درویشی و انحراف می کشد.

• حاج آقا احمدی فقیه چرا بزرگانی مانند سید علی قاضی و میرزا جواد ملکی تبریزی در این وادی موفق بودند؟
چون که این بزرگواران مجتهد مسلم بودند و اگر کس دیگری به جز مجتهد به تربیت شاگرد در وادی عرفان بپردازد غالباً به انحراف و درویشی می کشد. خدا رحمت کند میرزا علی آقا علیاری را، ایشان درس مرحوم نائینی، آقا سید ابوالحسن اصفهانی و آقای نراقی میرفتند. ایشان همچنین درس آقا سید علی قاضی نیز شرکت می کردند و مطلبی از ایشان نقل می کردند که : «آقا سید علی قاضی می فرمودند: که من بیش از چند برابر از این مطالبی که می گویند در فقه کار کردم و بعضی از کتابهای فقهی را چندین بار دوره آنها را تدریس کردم.» این نشان دهنده این است که عارف واقعی باید مجتهد باشد.

• حاج آقا شما در محضر مرحوم آقای سید حسن الهی برادر علامه طباطبایی بودید و با ایشان ارتباط داشتید، سیره ایشان چگونه بود؟ و چرا ایشان چنین جلسات اخلاق و تربیت معنوی برگزار نمی کردند در حالیکه امروزه افراد زیادی ادعای ارتباط با امام زمان (عج) و انجام علوم غیبی دارند و حتی به تربیت شاگرد نیز می پردازند؟
ایشان مجتهد واقعی بودند و اصلاً سبک آقای الهی اینطور نبود و حتی ماریزه کاری های ایشان (در عرفان و علوم غریبه) را از برادرشان علامه طباطبایی به دست آوردیم.
یادم است در یک جلسه خیلی از آقایان بودند، شاید علامه جوادی آملی نیز بودند البته در شبهای پنج شنبه و جمعه می رفتیم جلسه خصوصی علامه طباطبایی 5 و 6 نفر بودیم، علامه حسن زاده و جوادی آملی، آقای امینی، سید حسن لنگرودی و گاهی آقای مصباح یزدی و گاهاً نیز حاج آقای انصاری (که بعدها ایشان تبعید شدند) و شهید مطهری نیز بودند.
یادم می آید در بعضی از جلسات احیاناً مرحوم الهی نیز بودند. سوالات زیادی از علامه طبطبایی می کردند، راجع مباحث فلسفی و قرآنی که می شد خود علامه پاسخ می گفتند ؛ بعد وقتی مبحث عرفان می شد علامه می فرمودند که این دیگر به من مربوط نمی شود و مربوط به آقا سید حسن است.آن وقت آقا سیدحسن مختصری جواب می گفتند و آنرا نیز علنی نمی گفتند و اگر کسی احیاناً مطلبی داشت می رفت نزدیک آقای الهی و ایشان راه و روش جزئی می فرموند. ایشان سخت سخنی در وادی عرفان می فرمودند و خود علامه طباطبایی خود نیز خیلی کم صحبت می کردند.

• آیت الله احمدی فقیه حاج آقای غروی که حدوداً 15 سال پیش فوت کردند نیز در عرفان شاگردی سید علی آقا قاضی را کرده بودند؟
بله

• پس چرا خود ایشان این مطلب را بیان نفرموده بودند؟
آقای غروی که با بنده عهد اخوت داشتند این مطلب را به من گفته بودند. ایشان به عرفان عملی می پرداختند نه عرفان نظری. من چند بود که رفتم خدمتشان، شبهای جمعه تا صبح به عبادت می پرداختند. مخصوصاً شب 15 شعبان. من که می رفتم خدمتشان تختی که می خوابیدن به من می دادند و می فرمودند: شما بخواب و خودشان در اتاق دیگری تا صبح به عبادت می پرداختند. و خواست ایشان این بود که شبهای جمعه و شبهای متبرک دیگر جدا جدا 2 رکعت برای هر یک از اساتیدشان نماز بخوانند.

• پس چرا ایشان در میان مردم به این اعمال شناخته نشده بودند؟
هیچ کس آقای غروی را این طور نمی شناخت. حتی آقای الهی هم همینطور بودند و آقای مرندی هم اینطوری بودند.بعد فوتشان اینها گفته شد.
آنهایی که اهل معنا بودند خیلی خودشان دنبال اینکارها نبودند ولی اگر می دیدند کسی در این راه است حتی برخود واجب می دانستند که پاسخ گو باشند.

• راه کار خود شما در عرفان و مسائل عملی عرفان چه چیزهایی است؟
در قرآن کریم است که:
«قُمِ اللَّیْلَ إِلاَّ قَلیلاً نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلیلاً (المزمل – آیات 2و3)
شب را، جز کمى، بپاخیز!نیمى از شب را، یا کمى از آن کم کن.»
«وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَکَ عَسى‏ أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحْمُوداً (الإسراء- 79)
و پاسى از شب را(از خواب برخیز، و) قرآن(و نماز) بخوان! این یک وظیفه اضافى براى توست؛ امید است پروردگارت تو را به مقامى در خور ستایش برانگیزد!»
مقام محمود را بعضی به شفاعت گغته اند ولی من در جائی دنبال کردم که شفاعت خود یکی از لوازم مقام محمود است. اساس مقام محمود یعنی کسی که تمام کارهایش مورد حمد و ستایش خداوند است.
یا الله محمود فی کل فعائل – ای خدایی که محمود در کل کارهاست.
محمود یکی از نام های خداوند است یا سمت های حضرت حق که به پیامبر ابلاغ کرد.

• پس سیره عملی شما در عرفان اول نماز شب است ؟
بله، اول نماز اول وقت یومیه و نوافل و مخصوصاً نافله شب.

• درباره اذکار شما چه سفارشی دارید؟
اخباری که از روایات رسیده این ذکر که باقیات الصالحات است. سبحان الله والحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر که در آن تسبیح و تمهید و تبکیر و تهلیل و از جلوه ولایت صلوات بر محمد (ص) و آل محمد و عجل فرجهم که ارتباط خاص با حضرت ولی عصر (عج) است.

• در مورد یادگیری علوم غریبه شما چه نظری دارید؟
به نظر من دنبال این علوم نروید و به قرآن عمل کنید و بپردازید. اگر همه این برنامه ها در محوریت الهی صرف شود انسان خسارت ندیده است.

• آیا یادگیری علوم غریبه فضیلت است؟
یادگیری تمام علوم فضیلت است. اگر مصلحت انسان باشد خداوند خود افاضه می فرمایند. دنبال کردن این عمل خوب نیست. نفع آن محدود است.

• آیا علوم غریبه، علوم الهی اطلاق نمی شود؟
نه من نمی گویم که علوم الهی اطلاق نمی شود. اینها در شعاع و پرتو خیلی در امتداد است. مثل اینکه شما یک سرچشمه ای می رسید یک وقت می بینید در امتداد یک چشمه دور دست یک آب باریکه ای جاریست.

• یعنی برای علوم غریبه محدودیت است؟
بلی، هم برای علوم غریبه محدودیت است و هم تاثیرش محدود است.
شیخناالاستاد آیت الله العظمی اراکی (رحمه الله علیه) که بنده با ایشان عهد اخوت داشتم (بنده با بیش از 40 آیات اعظام عقد اخوت دارم، از معاصرین مانند: آیت الله سیستانی، میرزا جواد تبریزی) یک وقتی سردرد شدیدی داشتم که گاهاً تدریس می کردم و وقتی برمی گشتم تا صبح از درد آن می خوابیدم و نمی توانستم حتی مطالعه کنم. ایشان برای سردرد من تخم مرغی را با زغال نوشته بودند و ابوالحسن (پسر آیت الله اراکی) آن را به من داد وگفت آیت الله اراکی فرموده است که به یک خرابه یا بیابانی برود و دعای به بنده داده بودند تا آن را بخوانم و این تخم مرغ را پرت کنم و فرار کنم.
من این عمل را انجام دادم و سردردم خیلی بهتر شد ولی ریشه کن نشد.این مطلب را گفتم تا بدانید برای علوم غریبه محدودیت است و تاثیرش هم محدود است.

• آیت الله احمدی فقیه آیا شما در مورد علوم غریبه تالیف و تحقیقی دارید؟
خیر- من بیشتر در مورد قرآن تحقیق دارم و بنا هم بر این است.

• چه توصیه ای برای جوانان دارید؟
همت خودتان را عالی کنید، به ابعاد و اعماق کلام الله (قرآن کریم) توجه بیشتر داشته باشید و چه چیزی بالاتر از این که کلام الهی را برای فهم خود و برای شرح به دیگران مطالعه کنید.


آدرس اینترنتی