نومعنویت گرایی در جهان معاصر
32 بازدید
مقطع: لیسانس
نقش: مشاور
گرايش به معنويت و عطش بدان فطرتاً در وجود تمام انسانها به وديعه گذاشته شده و انسان بالذات خدا خواه و خدا پرست مي باشد. كسب معنويت از طريق علم و دانش ميسر نبوده، بلكه كسي مي تواند بدان برسد كه نيروي دروني و فطري خود را زنده كند و با استفاده از مفاهيم و داده هاي صحيح ديني از دو منبع قرآن و سنت آن را بارور سازد. در عصر حاضر،‌ از يك سوء ترويج انديشه هاي مادي گرايي در جوامع غرب و از سوي ديگر تخريب قوه معنويت گرايي انسانها باعث بوجود آمدن پديده اي بنام «بحران معنويت» شد. بعد از ظهور دوره رنسانس بحران معنويت به اوج خود رسيد و بشر مادي گرا را مجبور ساخت تا به نداي معنويت خواه درون خود جواب گويد و در راه رسيدن به آن قدم بردارد. همين تناقضات عصر بحران معنويت در جهان «پُست مدرنيته» باعث بوجود آمدن جريانات و مكاتبي شد كه با عنوان جنبش هاي نوين ديني از آنها ياد مي شود. گسترش روزافزون مكاتب ياد شده و ورود طيف وسيعي از فرقه هاي معنوي مذكور از دهه ي شصت شمسي به كشور و فعاليت آنها در عضو گيري كه آثار مخرب در امنيت اجتماعي و ملي دارد ما را بر ان ساخت كه به بررسي و شناخت پديده ي نومعنويت گرايي در جهان معاصر بپردازيم. براي رسيدن به مقصود خود چهار فصل: «معنويت در دين اسلام، مباني نظري معنويت گرايي نوين ،‌ آشنايي با فعال ترين فرقه هاي نوين معنوي جهان ،‌ شاخص ها، علل گرايش و آسيب هاي معنويت هاي نوين» را ترسيم كرده و تا حد توان و بضاعت علمي به بررسي آنها پرداختيم.